تنها بنایی که اگر بلرزد محکم تر می شود دل است
هوالباقی
انگارهمین دیروز بود!
درس: نظریه های جامعه شناسی یک
استاد: دکتر محمد عبداللهی
کلاس:...
ساعت:۱۰ صبح
و...
درس: نظریه های جامعه شناسی ۲
استاد: محمد عبداللهی
کلاس:...
ساعت:...
نه دیروز نبود. چندین سال پیش بود. حدودا ۵ الی ۶ سال پیش. باورم نمیشه اینقدر زود روزا از پی هم سپری شده باشن و تو حتی وقت نکرده باشی تا سری به استاد قدیم خودت بزنی و اینقدر بی وفایی ها تکرار بشن تا در نهایت توی یه روز دلگیر دوستت بهت پیام بده که خبر جدید رو شنیدی؟ و تو با تعجب و خوف و رجا بهش میگی نه! چه خبری؟ و بالاخره دوستت بهت پیام میده: دکتر عبداللهی فوت کرده... و تو ناخودآگاه به چند سال قبل برمی گردی تا خاطره هایی که از اون تو ذهنت مونده تداعی کنی و مدام تکرارشون کنی تا شاید کمی بغض گلوت رو باز کنه و بتونی گریه کنی. اما گریه هم نمی تونه آرومت کنه و پیگیر می شی تا بفهمی تشییعش چه موقعه. بعد می فهمی که تشییع دیروز بوده و با خودت میگی که ایکاش می تونستم توی مراسم تشییع باشم. ای کاش و ایکاش های خیلی زیادی که مدام باهات کلنجار می رن و تو نمی تونی از دستشون فرار کنی و تو می مونی با خاطره های بی شمار و افسوس های پی در پی...
و فقط می تونی بگی :
قدر استاد نکو دانستن
حیف استاد مرا یاد نداد
چشم عشاق تو نازمُ که دو زمزم دارد
هر کجا ملک خدا هستُ حسینیه توست
هر که را می نگرم شور محرم دارد
یا جمیل
لباس یاس بر تن کرد زهرا
کنار دست او بنشست مولا
محمد خطبه خواند زهرا بلی گفت
غلط گفتم بلی نه یا علی گفت
زیباترین وصال بر همه دوستاران علی و فاطمه تهنیت باد.
ای خدای زیبا هر چه زودتر زیبایی را به چشمانم بر گردان!!!
هفتاد و دو شب مانده کمر خم بشود
هفتاد و دو عاشق از زمین کم بشود
هفتاد و دو میدان بلا در راه است
هفتاد و دو شب مانده محرم بشود
یا لطیف
ای کاش نشاط شیعه تکمیل شود
امسال دوباره سال تحویل شود
ای کاش به هشت هشت ۸۸
در امر ظهور یار تعجیل شود
این جمعه نیا امیرمان می آید
آن جمعه نیا وزیرمان می آید
داریم حساب می کنیم آقا جان
با آمدنت چه گیرمان می آید
اللهم عجل لولیک الفرج
با دیده ی دل نظر به سوی تو کنم با پای یقین گذر به سوی تو کنم
ای کاش کبو تر حرم می گشتم تا با دل و جان طواف کوی تو کنم
میلاد سلطان سریر ارتضا علی بن موسی الرضا بر همه ی شیعیان جهان مبارک باد .
تقدیم به پیشگاه مولا صاحب الزمان و با عرض تسلیت به مناسبت شهادت صادق آل محمد (ع)
کدام گوشه ی دنیا نهفته روی چو ماهت
الاه من ز که پرسم نشان یوسف چاهت
چقدر ناز غزل را کشیده ام که سراید
تمام سوز دلم را ز دور دست نگاهت
به کوچه های عبورت چقدر آب بپاشم
یواشکی من و این چشم های مانده به راهت
هنوز می رسد از لابلای این همه تقویم
صدای ندبه و زاری زجمعه هاب پگاهت
چه قصه ها که شنیدم ز کودکی ز ظهورت
نیامی و شدم خود چه قصه گوی پر اهت
چقدر هلهله دارد طنین سبز طلوعت
چقدر هلهله دارد گدای این همه جاهت
چگونه جان بسپارم به پای سرخ ظهورت
به وقت گفتن این شعر و یا رکاب سپاهت
شکسته بال عروجم ز تیر های معاصی
خدا کند که نیفتم ز دیدگان سیاهت
تمتم شهر و محل را سپرده ام که بگویند
به هر کجا که تو هست خدا به پشت و پناهت
دعا ترین دعاها همین دعای نگار است
امان بده که بمیرم به پای بقیت الاهت
سلام!
به همه ی دوستانم که در آزمون کارشناسی ارشد مجاز شدند تبریک می گم.اما سد اصلی هنوز مونده. امید وارم نتیجه ی مورد قبولتونو بعد از انتخاب رشته بگیرید. اما همه ی ما نباید فراموش کنیم که آزمون اصلی آزمون زندگی که ان شاء الله هممون توی اون امتحان با توکل به خدا توسل به ائمه ی اطهار و تلاش پی در پی سر بلند و پیروز باشیم.
با آرزوی موفقیت برای تک تک شما
یا حق
یاهو
آيينه مي شويم كه ديدارمان كنند ازجلوه ي مكاشفه سرشارمان كنند
ايكاش اگربه گفت تماشا نمي رسيم مهمان ته پياله ي ديدارمان كنند
در انتظار ديدن خورشيد مانده ايم تا در كمند جذبه گرفتارمان كنند
از چشم تجلي اين جلوه زاره ها يك جرعه كاش سهم شب تارمان كنند
در جاري زلال تر از زمزم پگاه اي كاش مثل زمزمه تكرارمان كنند
پيداست از پريدن پلك ستاره ها هنگام آن رسيده كه بيدارمان كنند
دراين كويرتشنه سيراب ازسراب نم نم به عمق فاجعه هشيارمان كنند
ایكاش درادامه ی اين راه ناگزير در انتخاب واقعه نا چارمان كنند
بايد عبور كرد از اين سنگلاخ ها تا در مسير حادثه هموارمان كنند
روزي كه مثل فطرت سبز بهارها ازبرگ هاي زرد سبك بارمان كنند
ازراست قامتي به همين قدر قانعيم چيزي اگر شبيه سپيدارمان كنند
بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
بوی نرگس
عطر باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار !
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب !
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه ی رنگین نمی پوشی به کام
باده ی رنگین نمی بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهیست
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ
سال نو مبارک.با امید به اینکه امسال سال ظهور مولایمان مهدی (عج)باشد .
ملاصدرا می گوید: خداوند بی نهایت است
و لا مکان
و بی زمان اما
به قدر فهم تو کوچک می شود
و به قدر نیاز تو فرود می آید
و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
و به قدر ایمان تو کار گشا می شود !
حرف های ما هنوز نا تمام
تا نگاه می کنی وقت رفتن است
باز همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آه ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چقدر زود دیر می شود
رحلت قیصر امین پور را به شما دوستاران علم و ادب تسلیت عرض می کنم